عاشقانه های سما و حمید
راز عشق در تواضع است
این صفت به هیچ وضع نشانه تظاهر نیست
بلکه نشان دهنده احساس و تفکر قوی است ـ میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند ـ
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد
راز عشق در احترام متقابل است
احساسات متغیر اند امااحترام دو نفر ثابت میماند
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است با احترام به نظریات اش گوش کن
احترام باعث میشود که او بتواند خودش باشد
راز عشق درین است که هر روز کار کنی که شریک زندگی ات را خوشحال کننگذار که جویبار محبت از کمی باران بخشکد
راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق یعنی تفکر را از یاد نبری آیا یک رابطه دراز
مدت مهمتر از اختلافات کوچک و زود گذر نیست ؟
راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ با محبت تزئین کنید
بذر علاقه ها و عقیده های تازه را بکار که زیبائی ـ بروید
ضمناً فراموش مکن که باغ را باید هرس کرد
مبادا غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود
براینکه عشق همواره با طراوت بماند باید به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد
راز عشق در خوشی مشربی است شوخی با دیگران را فراموش نکن در ضمن مراقب
شوخی ها ات باش شوخی نا پسند نکن ـ شوخی باید از روی حسن ونیت باشد نه نیشدار
راز عشق در این است که مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی و صبر
کنی تا خون سرد
را دو باره بدست آوری با اینکه احساس جلوه الهام است اما شخص اعصبانی
نمی تواند چیز ها را با وضوع درک کند قلبت را آرام کنتنها به این وسیله است
که می توانی چیزها را آنگونه که هستند دریابی
راز عشق در این است که طرف مقابل ات را تحسین کنی هرگز با فرض اینکه
خودش این چیز ها را می داند از تحسین غافل نشو مشکلی پیش نخواهد آمد
اگر بار ها با خلوص نیت بگویی دوستت دارم گر چه احساسات بشری به
قدمت نسل بشر است ـ اما کلمات تازه و جوان خواهند ماند
راز عشق در این است که که بیشتر با نگاه حرف بزنی زیرا چشم ها پنجره
های روح هستند
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی مثل آن است که پنجره ها را با
پرده زیبایی بیارایی و به خانه گرمی و جذابیت بخشی
راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به ذهنت میرسد برای نیاز خودت
به بیان آن فکر نکنی ـ بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی اگر لازم
بود حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آنچه را که میخواهی بگوئی پیدا
کند
راز عشق در این است که هیچکدام خود را معلم دیگری ندانید به عبارت دیگر
از اینکه میتوانید از یکدیگر یاد بگیرید سپاسگذار باشید
راز عشق در این است که در سکوت دست یکدیگر را بگیرید ـ کم کم یاد
میگیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید
راز عشق در این است که شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند ـ گیاه
هنگامی رشد که آزادانه از هوا ونور آفتاب استفاده کند ـ
راز عشق در این است که به عشق بیشتر از یکدیگر احترام بگذارید ـ زیرا
عشق هدیه ازلی خداوند است ـ
راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم فقط به این فکر نکنی که طرف
مقابل چگونه ناراحتت کرده است ـ
راز عشق در این است که از یکدیگر انتظارات بی جا نداشته باشید ذهنیت را
بر ارزشهائی متمرکز کن که شما را به یکد یگر نزدیکتر میکند ـ نه بر مسائلی
که بین شما فاصله می اندازد
راز عشق در این است که حس تملک را از خود دور کنی در حقیقت هیچ کس
نمی تواند مال کسی شود ـ در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از
بروز چنین سوء تفاهم هایی جلوگیری کنی
راز عشق در این است که باور ها آرمان ها و اهدفتان را با یکدیگر در میان
بگذارید
راز عشق در اینست که به یکدیگر سخت نگیرید....عشقی که آزادانه هدیه
نشود اسارت است
این دیوانگیست ...
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم
که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه
یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم
این دیوانگیست ...
که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه
در زندگی با شکست مواجه شده ایم
که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه
یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است
این دیوانگیست ...
که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه
یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم
که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه
در یکی از آنها به ما خیانت شده است
این دیوانگیست ...
که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه
در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم
به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم
و به یاد داشته باشیم که همیشه
شانس های دیگری هم هستند
دوستی های دیگری هم هستند
عشق های دیگری هم هستند
نیروهای دیگری هم هستند
و افق های بهتری هم هستند


عاشق ترین عاشق دنیا
هر جا که باشی میتونی صدای پای عشق رو بشنوی
باید بری رو موجش ، قد تاپ تاپ قلبت
اونوقت ، اگه بتونی تیکه های قلبها رو بهم بچسبونی میتونی آخر عشق رو هم ببینی .
میدونم اگه به اندازه ی لحظه ای تو هر قلبی زندگی کنم میتونم عاشق ترین عاشق دنیا بشم
به فرشته ها بگو که درها رو باز کنن
فرشته هایی که تو قلبها زندگی میکنن
فرشته ی تو
فرشته ی او
فرشته های ساکن تمام قلبهای دنیا ......
من می خوام عاشق ترین عاشق دنیا بشم
عاشق همه ی مردم دنیا .........
نامه ای به همسرم

هم سفر
در اين راه طولاني - که ما بي خبريم
و چون باد مي گذرد
بگذار خرده اختلاف هايمان با هم باقي بماند
خواهش مي کنم ! مخواه که يکي شويم ، مطلقا يکي
مخواه که هر چه تو دوست داري ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نيز باشد
==================
مخواه که هر دو يک آواز را بپسنديم
يک ساز را، يک کتاب را، يک طعم را، يک رنگ را
و يک شيوه نگاه کردن را
مخواه که انتخابمان يکي باشد، سليقه مان يکي و روياهامان يکي
=====================
هم سفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به معني شبيه بودن و شبيه شدن نيست
و شبيه شدن دال بر کمال نيست بلکه دليل توقف است
===============================
عزيز من
دو نفر که عاشق اند و عشق آنها را به وحدتي عاطفي رسانده است؛
واجب نيست که هر دو صداي کبک، درخت نارون ، حجاب برفي قله ي علم کوه ،
رنگ سرخ و بشقاب سفالي را دوست داشته باشند
اگر چنين حالتي پيش بيايد، بايد گفت که يا عاشق زائد است يا معشوق و يکي کافيست
============
عشق، از خودخواهي ها و خود پرستي ها گذشتن است اما، اين سخن
به معناي تبديل شدن به ديگري نيست
من از عشق زميني حرف مي زنم که ارزش آن در "حضور" است
نه در محو و نابود شدن يکي در ديگري
=============
عزيز من
اگر زاويه ديدمان نسبت به چيزي يکي نيست ، بگذار يکي نباشد
بگذار درعين وحدت مستقل باشيم
بخواه که در عين يکي بودن ، يکي نباشيم
بخواه که همديگر را کامل کنيم نه ناپديد
================
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چيز که مورد اختلاف ماست بحث کنيم
اما نخواهيم که بحث ، ما را به نقطه ي مطلقا واحدي برساند
بحث، بايد ما را به ادراک متقابل برساند نه فناي متقابل
===============
اينجا سخن از رابطه ي عارف با خداي عارف در ميان نيست
سخن از ذره ذره ي وافعيت ها و حقيقت هاي عيني و جاري زندگيست
بيا بحث کنيم
بيا معلوماتمان را تاخت بزنيم
بيا کلنجار برويم
اما سرانجام نخواهيم که غلبه کنيم
====================
بيا حتي اختلافهاي اساسي و اصولي زندگي مان را ،در بسياري زمينه ها،
تا آنجا که حس مي کنيم دوگانگي، شور و حال و زندگي مي بخشد
نه پژمردگي و افسردگي و مرگ ،
. حفظ کنيم
======
من و تو حق داريم در برابر هم قد علم کنيم
و حق داريم بسياري ازنظرات وعقايد هم را نپذيريم
بي آنکه قصد تحقير هم را داشته باشيم
عزيز من ! بيا متفاوت باشيم
====================
از کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم نوشته زنده ياد نادر ابراهيمي
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به آرزوهای مهال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطر دود لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان
برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم... دوست می دارم
|
"از دست دادن سه مرحله از زندگى" |